Saturday, June 11, 2011
Sunday, June 5, 2011
قتل هاله یعنی قتل خواهر من، قتل دختر تو، قتل مادر ما
فراخوان مراسم هفتم شهادت هاله سحابی سه شنبه ۱۷ خرداد مقابل دفترسازمان ملل در تهران، پاسداران، بلوارشهرزادفراخوان مراسم هفتم شهادت هاله سحابی سه شنبه ۱۷ خرداد مقابل دفترسازمان ملل در تهران، پاسداران، بلوارشهرزاد
Wednesday, June 1, 2011
تسلیت به داغداران
تقدیم به روح بلند هاله سحابی (مقتول حکومت وقاحت)
(شیون مادر داغدار هاله: خوش بحالتان راحت شدید از این همه ظلم)

هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش
از ابتذال شکننده تر بود
هراس من باری
همه از مردن در سر زمینیست
که مزد گور کن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد
سوختن، ساختن
جستن، یافتن
و آنگاه به اختیار برگذیدن
و از خویشتن خویش
بارو یی پی افکندن
اگر مرگ را
از این همه ارزشی
افزون باشد
حاشا ،حاشا
که هرگز از مرگ
هراسیده باشم
شاملو
Monday, May 23, 2011
فریاد عمومی، آزادی موسوی رهایی کروبی
فراخوان وبلاگی برای خرداد 1390: آزادی موسوی - رهایی کروبی
دوستان و فعالین سبز، در آستانه خرداد ماه و سالروز کودتای انتخاباتی، پس از سه ماه حصر غیر قانونی رهبران جنبش سبز، لازم است همه با هم، هرکس در هر زمینه ای که مشغول به اطلاع رسانی و فعالیت هست، برای آزادی عزیزان موسوی و کروبی همصدا شویم تا حکومت کودتا را محکوم کرده و مجبور به واکنش کنیم.
مثلا می شود از پیشنهادهای زیر استفاده کرد:
- جایگزینی شعارهای شبانه الله اکبر با شعارهایی به این مناسبت (فریاد عمومی، آزادی موسوی - رهایی کروبی)
- نوشتن اینگونه شعارها در مکانهای عمومی یا روی اسکناس
- چاپ و پخش پوسترهایی با این موضوع
- سردادن اینگونه شعارها در مکانهای عمومی در صورت امکان و ...
لطفا در این زمینه هر گونه پیشنهاد و یا توصیه ای دارید برای ارتقا این هدف اطلاع دهید.
با آرزوی آزادی هر چه زودتر این بزرگواران و تمامی مبارزین راه سبز آزادی.
Thursday, February 10, 2011
Wednesday, February 9, 2011
Sunday, December 12, 2010
فریاد عاشورای ایران بر یزید یان زمان
همراه سخنانی از میر حسین موسوی، بهاره هدایت، مجید توکلی، شیوا نظرآهاری و ...
غم مخور: شعری از صدیقه وسمقی
می رسد عمر ستم آخر به پایان ، غم مخور
سبز گردد پای تا سر خاک ایران ، غم مخور
نوبت تیمور لنگ و نوبت نادر گذشت
بگذرد هم نوبت محمود افغان ، غم مخور
می گشاید جبرییل عقل روزی قفل را
می شود پیدا کلید درب زندان ، غم مخور
رهزنان بردند رخت و اسب و نان و آب را
خواب ماندن را گهی سخت است تاوان ، غم مخور
شب اگر پر گشته از بانگ سگان هرزه گرد
می سراید مرغ حق اما در ایوان ، غم مخور
کوکب اقبال این نامردمان خاموش گشت
طالع سبز تو خواهد شد درخشان ، غم مخور
گریه کم کن ، اشکهایت را نبینم ، نازنین
ننگ اینان کی شود با رنگ ، پنهان غم مخور
دیگران را دام ها از حیله می سازند و خویش ،
عاقبت گردند صید مکر دوران ،غم مخور
آسمان و ریسمان را هر چه با هم بافتند
دست خونین شد برون باز از گریبان ، غم مخور
کمتر از آزادی ایران زمین هر گز مباد
خون بهای این شهیدان ، این شهیدان ، غم مخور
تا نفس باقیست دستت را به من ده ، یا علی!
ما گذر خواهیم کرد از این بیابان ، غم مخور



